أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
248
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گفتند : مراد به [ حسنه ] ظفر و غنيمت است و مراد به [ سيّئه ] قتل و هزيمت يعنى ميگويند اى محمّد اين منافقان و جهودان اگر حسنهء بايشان ميرسد : اين از نزديك خداست ، و اگر سيّئهء بايشان ميرسد : اين از نزديك تست يعنى اگر نه سبب آن بودى كه تو كه محمّدى ما را بقتال بردى ما را اين نكبت نرسيدى يا اگر تو درين مقام نبودى ما را خصب و نعمت بودى چنان كه ذكر آن كرده شد خداى تعالى محمّد را فرمود و گفت : جواب ده و بگوى اى محمّد كه : اين همه از رنج و راحت و بيمارى و تندرستى و تنگى و فراخى و خصب و جدب از قبل خداست مرا كه محمّدم درين شروعى « 1 » نيست و بدست من ازين نوع هيچ برنيايد آنگه بر سبيل تقريع و انكار گفت : كه چه بوده است اين قوم را كه نزديك نيست كه چيزى بدانند يعنى هيچ بنميدانند و هيچ گفتار و حديث فهم نميكنند يعنى قرآن چنان كه گفت : اللّه نزّل أحسن الحديث ؛ و بر عموم حمل كردن اولى است ، آنگه حقّ تعالى آنچه حقيقت كار است بيان كرد و گفت : چرا به تو حوالت ميكنند و ميگويند كه : بشومى تو است يا بسوء تدبير تو است نميدانند كه هر چه حسن است از خصب وسعت و نعمت و ظفر و غنيمت همه از من است كه خداام و هر چه قحط و شدّت و نكبت و آفت است همه بشومى كفر و معصيت ايشان است [ ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ] هر چه به تو رسد از نيكوئى آن از خداى است و هر چه به تو رسد از بدى آن از قبل نفس تو است ؛ ظفر و غنيمت چون روز بدر ؛ و قتل و هزيمت چون روز احد ؛ كه اگر ثبات نمودندى و شعب رها نكردندى آنچه بايشان رسيد نرسيدى ؛ ابو العاليه گفت : مراد طاعت و معصيت است يعنى طاعت بتوفيق و اقدار و تمكين و الطاف و تسهيل اوست و معاصى بفعل بد تو بىاعانت و ارادت خداى . ابو القاسم بلخى گفت : مراد به [ سيّئه ] عقوبت است بر سبيل جز ابر معصيت و عقوبت را بر توسّع [ سيّئه ] خواند چنان كه گفت : و جزاء سيّئة سيّئة مثلها ، و مجبّره را درين آيت تمسّكى نيست براى آنكه اوّل مجمل گفت به آخر مفصّل گردانيد « 2 » آنگه فرمود
--> ( 1 ) - كذا در نسخ و در تفسير ابو الفتوح : « شرعى » پس مراد آنست كه دخالتى و تصرفى نيست و ممكن است كه مصحف « شومى » باشد كه ذكر آن در سابق شده است و در لاحق نيز ميآيد . ( 2 ) - نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است : « و مجبره را تمسكى نباشد بقوله : كل من عند اللّه ، براى آنكه در آيت دوم تفصيل جمله بداد و گفت : « ما أَصابَكَ ( تا آخر ) » .